شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش بود دردی که درمان او بودخرم آن جانی که جانان او بود
۲
کفر زلفش رونق ایمان ماستکفر کی باشد که ایمان او بود
۳
گرد عالم روز و شب گردیده امدیده ام پیدا و پنهان او بود
۴
بی نشانی آیتی در شأن اوستشأن او نام و نشان او بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth