خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرچه آید در نظر چون او بودعین او درچشم ما نیکو بود
۲
موج و دریا نزد ما باشد یکیگرچه آن یک اسم و رسمش دو بود
۳
گفتم این رشته مگر باشد دو توسر به سر دیدم همه یک تو بود
۴
جز وجود او نمی یابم دگربا وجود او وجودی چو بود
صفحهٔ ۱ از ۲