شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم ما روشن به نور او بوداین چنین چشمی خوش و نیکو بود
۲
آینه با او نشسته روبروروشنی آئینه را زان رو بود
۳
گر تو می گوئی که این رشته دو تو استتو غلط گفتی که آن یک تو بود
۴
قطره و دریا به نزد ما یکی استدو نماید در نظر نی دو بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth