خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقی از عاقلی خوشتر بودغرقهٔ دریای ما خوشتر بود
۲
یک سر مو میل غیری کی کندهر که را سودای او بر سر بود
۳
عقل را نقش و خیالی دیگر استذوق عشق و حال او دیگر بود
۴
ای که گوئی ترک غیر او بگوهرچه فرمائی بگویم گر بود
صفحهٔ ۱ از ۲