شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۵۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نسبت خرقه ام از پیر خرابات بودبه از این نسبت خرقه ز محالات بود
۲
این چنین پیر مریدی و چنان میخانهباده نوشیدن من عین عبادات بود
۳
عشق می بازم و خاطر به خدا مشغول استمیخورم باده و جانم به مناجات بود
۴
نامراد از در ما باز نگردیده کسیدر میخانهٔ ما قبلهٔ حاجات بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth