خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حق است دین سید و دین من این بودبرهان واضح است و دلیل مبین بود
۲
گفتم که من همینم و معشوق من هماندیدم که اوست آنکه همان و همین بود
۳
آن نور آسمان و زمین است و نزد ماروح تو آسمان و تن تو زمین بود
۴
در ذره آفتاب جمالش نموده روبیند کسی که دیدهٔ او خُردبین بود
صفحهٔ ۱ از ۳