شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۵۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم ما آبش به هرسو می‌رودآبروی ماست بر رو می‌رود
۲
می‌رود از چشم ما آب خوشیهمچو سیلابی که از جو می‌رود
۳
دل چو دست و سر به پای او فکندبر سر کویش به پهلو می‌رود
۴
گر بیاید جان به او آید برمور رود پیوسته با او می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth