شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۵۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم ما خوش چشمهٔ آبی به هر سو می روداین چنین آب خوشی پیوسته بر رو می رود
۲
می رود عمر عزیز من به عشق روی اودلخوشم از عمر خود زیرا که نیکو می رود
۳
دل طواف کعبهٔ وصلش بدان جوید مدامدر بیابان فراق او به پهلو می رود
۴
آفتابست او و عالم سایهٔ آن آفتابهر کجا او می رود این سایه با او می رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth