شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۵۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عقل دوراندیش هردم جای دیگر می‌روددیگ سودایش همیشه نیک بر سر می‌رود
۲
چون به بزم ما در آید نیک حیران می‌دودزود بگریزد رود بیرون و ابتر می‌رود
۳
عشق سرمست است و با رندان حریفی می‌کندمی‌رود در بر خوش و در بحر خوش‌تر می‌رود
۴
آفتاب حسن او مه را نوازش کرده استبا دل روشن به هرجا خوب و در خور می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth