خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دم بر آب چشم ما نقش خیالی می کشدهر لحظه از حالی دگر ما را به حالی می کشد
۲
سلطان عشقش هر زمان ما را مثالی می دهدو آن بی مثال از خود به روی ما مثالی می کشد
۳
گر دل به دلبر می کشد او می کشد دل را به خودکوشش چه کار آید مرا صاحب کمالی می کشد
۴
و آن رند مست از جام او آب زلالی می کشدساقی همیشه از کرم جامی به رندی می دهد
صفحهٔ ۱ از ۲