شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۵۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که او آشنای سلطان شدگرچه جان بود عین جانان شد
۲
هر که با ما نخورد جام شراببه یقینم که او پشیمان شد
۳
هر که در مجلسم دمی بنشستشد یقینم که او پشیمان شد
۴
این جهان را به نیم جو نخردآنکه یکدم حریف رندان شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth