شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۵۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه ز برج شرف چو طالع شدجامع صورتین واقع شد
۲
چون جمالش در آینه بنمودنام آئینه کون جامع شد
۳
این عجب بین که واضع اشیاءهم به موضوع خویش واقع شد
۴
هر که بی جام می دمی دم زدحیف از آن دم زدن که ضایع شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth