خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خرابات مغان خمخانه جوشی می کندجان مستم از هوای او خروشی می کند
۲
باد پیماید به دشت و می رود عمرش به بادزاهدی کو غیبت باده فروشی می کند
۳
دردسر می داد عقل از خانه بیرون کردمشایستاده بر در و دزدیده گوشی می کند
۴
دیگ سودا می پزیم و آتشی بر جان ماستعیب ما جانا مکن گر دیگ جوشی می کند
صفحهٔ ۱ از ۲