خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک عشقش ملک جان بگرفت و غارت می کندحاکم است و پادشاهانه امارت می کند
۲
می کند ویران سرای عقل و بیخش می کندآنگهی از لطف خود آن را عمارت می کند
۳
جانفروشی می کند دل بر سر بازار عشقسود می یابد در این سودا تجارت می کند
۴
هر که دُرد درد عشق او به درمان می دهدبی خبر در دین و در دنیا خسارت می کند
صفحهٔ ۱ از ۲