شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۶۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو نور دیده چشم من خیالش درنظر داردچنین مه رو که من دارم که در دور قمر دارد
۲
بیا ای بلبل شیدا و این گلزار ما بنگربه هر شاخی که بنشینی بسی گلهای تر دارد
۳
خراباتست و ماسرمست و ساقی جام می بر دستحریف ما بود رندی که او از ما خبر دارد
۴
به سالوسی و زراقی بیاید عقل سر گردانز عشقم باز می دارد نمی دانم چه سر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth