خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۶۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می خمخانهٔ ما مستی دیگر داردهر که آید بر ما کام دلی بردارد
۲
رند سرمست در این بزم ملوکانهٔ مااز سر ذوق درآید خبری گر دارد
۳
عشق و ساقی و حریفان همه مستند ولیعقل مخمور ندانم که چه در سر دارد
۴
لب بنه بر لب ما آب حیاتی می نوشزانکه زان آب حیات این لب ما تر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲