خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۶۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پردهٔ دیدهٔ من نقش خیالت دارددل شوریدهٔ من شوق وصالت دارد
۲
هر کجا ماه رخی در نظرم می آیدنیک می بینم و حسنی ز جمالت دارد
۳
بینوائی که گدای سر کوی تو بودبر سلاطین جهان جاه و جلالت دارد
۴
جان فدا کردم و سر در قدمت افکندماز چنین بندگی ای بنده خجالت دارد
صفحهٔ ۱ از ۲