شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۶۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عقل از اینجا بی خبر او ره به بالا کی بردمرغ وهم ار پر بسوزد ره به مأوا کی برد
۲
عقل مخمور است و میخانه نمی داند کجاستاین چنین شخصی به میخانه شما را کی برد
۳
مجلس عشقست و سلطان ساقی و رندان حریفهر گدای بی سر و پا را به آنجا کی برد
۴
از لب شیرین یوسف هر که یابد بوسه ایکی برد شکر به مصر و نام حلوا کی برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth