خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۶۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش بود گر او به حالم بنگردور بمیرم هم به خاکم بسپرد
۲
زار مردم ز آرزوی او ولیزنده گردم بر سرم چون بگذرد
۳
ما گدا و پادشاه کائناتپادشه نام گدائی کی برد
۴
غنچهٔ دل در هوای او چو گلجامهٔ جان بر تن خود می درد
صفحهٔ ۱ از ۲