خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۶۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مقصود بی وسیله حاصل نمی توان کردهر کس که کرد حاصل می دان که آن چنان کرد
۲
گر عقل ساده لوحی نقش خیال بنددبسیار اعتمادی بر آن نمی توان کرد
۳
پروانه لاف می زد از آتش محبتآتش در او درافتاد بی نام و بی نشان کرد
۴
ما در طریق جانان جانی نثار کردیملطفش به یک کرشمه صد جان به ما روان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲