خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۰۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کنتَرکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن
۲
ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنهاخواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
۳
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتیبگزین رَهِ سلامت، تَرکِ رَهِ بلا کن
۴
ماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیدهبر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
صفحهٔ ۱ از ۳