خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۶۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر در طلب اوئی ناگه به برت آیدور گرد درش گردی او در به تو بگشاید
۲
گر آینهٔ روشن اندر نظری آریتمثال جمال او در آینه بنماید
۳
آن به که تو عمر خود در عشق کنی صرفشچون عمر عزیز تو پیوسته نمی پاید
۴
ای عقل تو مخموری ، ما عاشق سرمستیمدر مجلس سرمستان وعظ تو نمی یابد
صفحهٔ ۱ از ۲