شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۷۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتشی در نهاد جان افتادجان بیچاره در فغان افتاد
۲
شمع عشقش چو بر کشید علمسوخت پروانه پرزنان افتاد
۳
عقل مخمور منع ما می کردمست می رفت در مغان افتاد
۴
هر که از چشم ما فتاد فتادنه دو روزی که جاودان افتاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth