خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۷۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که بر خاک راه او افتادبد مگویش که او نکو افتاد
۲
به هوائی که خاک راه افتادرند سرمست کو به کو افتاد
۳
بت من پرده را ز رو برداشتبنده سجده کنان برو افتاد
۴
عشق مستانه در خروش آمدعقل مسکین به گفتگو افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲