خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۷۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آب چشم ما به هر سو رو نهاداشک خون آلود ما بر رو نهاد
۲
جز خیال روی او نقشی ندیددیدهٔ ما تا نظر را برگشاد
۳
تا ببوسد خاک پایش آفتاببر سر کویش رسید و سر نهاد
۴
داد ساقی داد سرمستان تمامزاهد مخمور را جامی نداد
صفحهٔ ۱ از ۲