خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۷۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آفتابی را به مه بنموده اندخم می در ساغری پیموده اند
۲
این عجب بنگر که پنهان گشته اندآفتابی را به گل اندوده اند
۳
مجلس مستانه ای بنهاده اندبر همه رندان دری بگشوده اند
۴
باده نوشان در خرابات فنافارغ از عالم خوش و آسوده اند
صفحهٔ ۱ از ۲