خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۸۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آفتابی رو نموده بی غبارگنج پنهان بود گشته آشکار
۲
آینه بی حد نماینده یکیآن یکی در هر یکی خوش می شمار
۳
رند سرمستیم در کوی مغانبا خمار این و آن ما را چه کار
۴
راه یاران گرامی هست نیستجاودان می رو در این ره مردوار
صفحهٔ ۱ از ۲