خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۹۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده ندیده هرگز نقش خیال غیرشدر خلوت دل ما نبود مجال غیرش
۲
ما را چو التفاتی بر حال خود نباشدکی التفات باشد ما را به حال غیرش
۳
نوشیم دُرد دردش شادی روی رندانما را چه کار آید آب زلال غیرش
۴
نور جمال جانان دیده به نور او دیددر چشم ما نیاید حسن جمال غیرش
صفحهٔ ۱ از ۳