شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۹۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وش مطربیست عشقش بنواخت باز سازشآسوده جان عشاق از ساز دلنوازش
۲
خواهی که بازیابی رمزی ز راز معشوقمی باش عاشقانه با محرمان رازش
۳
جانی که نو نیاز است جانان به جان گدازدیا رب که آفرین باد بر جان نو نیازش
۴
ساقی به صاف درمان ما را علاج می کنباز آ به دُرد دردش خوش خوش دوا بسازش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth