خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۹۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت آن آمد که ما را باز بنوازی به لطفیک زمانی از کرم با ما بپردازی به لطف
۲
حال ما گرچه خرابست ، از کرم معمور سازخوش بود گر ساز ما را باز بنوازی به لطف
۳
گرچه بر خاک درم انداختی ای نور چشمچشم آن دارم که از چشمم نیندازی به لطف
۴
آفتاب عالمی و عالمی در سایه اتلطف فرمائی و کار عالمی سازی به لطف
صفحهٔ ۱ از ۲