شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۰۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جانکه بحر تلخ بود جای گوهر و مرجان
۲
وفای توست یکی بحر دیگر خوش خوارکه چارجوی بهشت است از تکش جوشان
۳
منم سکندر این دم به مجمع البحرینکه تا رهانم جان را ز علت و بحران
۴
که تا ببندم سدی عظیم بر یأجوجکه تا رهند خلایق ز حمله ایشان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth