شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۰۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در مجمر عشق سوخت عودمآتش شدم و نماند دودم
۲
از دیدن غیر دیده بستمتا دیده به روی او گشودم
۳
چون سایه به آفتاب بنمودشخصی بودم دو می نمودم
۴
چون قطره به بحر عشق پیوستاکنون چه زیان بود چه سودم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth