شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۰۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خرابات گرد گردیدمساقی رند سرخوشی دیدم
۲
عاشقانه گرفتمش به کنارعارفانه لبش ببوسیدم
۳
ذوق مستی و حال میخواراننازکانه از او بپرسیدم
۴
گفت ناخورده می چه دانی چیستداد جامی و کل بنوشیدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth