خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۰۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق و مستم و در کوی مغان می گردمجام می دارم و در دور روان می گردم
۲
درد دل دارم و درمان خوشی می جویمدرد می نوشم و رندانه به جان می گردم
۳
در خرابات چو کام دل خود می یابمروز و شب گرد خرابات از آن می گردم
۴
ساقیم هر نفسی جام دگر می بخشدمن سرمست از این است چنان می گردم
صفحهٔ ۱ از ۲