شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۰۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق آمد که بلا آوردماین بلا بهر شما آوردم
۲
دردمندی گه دوا می جویددُرد درد است دوا آوردم
۳
عشق گوید که منم محرم رازخبر سر خدا آوردم
۴
عشق شاهست و منم بندهٔ اوخدمتش نیک به جا آوردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth