شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۰۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا گلی از گلستانش چیده امبر لب غنچه بسی خندیده ام
۲
ماه در چشمم نمی آید تمامکافتاب حسن او را دیده ام
۳
هر کجا جام مئی آمد به دستشادی او خوش خوشی نوشیده ام
۴
تا توانستم به عشق عاشقاندر طریق عاشقی کوشیده ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth