شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۰۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتم به در خانه میخانه نشستمآن توبهٔ سنگین به یکی جرعه شکستم
۲
گر عاقل مخمور مرا خواند به مجنونمنعش مکن ای عاشق سرمست که هستم
۳
در هر دو جهان غیر یکی را چو ندیدمشک نیست که هم غیر یکی را نپرستم
۴
سرمست شرابم نه که امروز چنینماز روز ازل تا به ابد عاشق و مستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth