خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۰۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جانمرا به خوان تو باید هزار حلق و دهان
۲
بیا که آب حیاتی و بنده مستسقینه بنده راست ملالت نه لطف راست کران
۳
بیا که بحر معلق توی و من ماهیمیان بحرم و این بحر را کی دید میان
۴
ز بحر توست یکی قطره آب خاک آلودکه جان شدهست به پیش جماعتی بیجان
صفحهٔ ۱ از ۲