خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۰۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برای چشم تو صد چشم بد توان دیدنچه چشم داری ای چشم ما به تو روشن
۲
پی رضای تو آدم گریست سیصد سالکه تا ز خنده وصلش گشاده گشت دهن
۳
به قدر گریه بود خنده تو یقین میدانجزای گریه ابر است خندههای چمن
۴
اگر نه از نسب آدمی برو مگریکه نیست از سیهی زنگ را بکا و حزن
صفحهٔ ۱ از ۳