خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۰۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خرابات عشق سرمستماز ازل بود تا ابد هستم
۲
این سعادت نگر که دستم دادکمری بر میان او بستم
۳
بر لبم لب نهاد بوسه زدمجان به جانان به ذوق پیوستم
۴
بر در میفروش رندانهبا حریفان خویش بنشستم
صفحهٔ ۱ از ۲