خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۰۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مست می ملامتم نیست سر سلامتمنیست سر سلامتم مست می ملامتم
۲
عقل نصیحتم دهد عشق غرامتم کندفارغ از آن نصیحتم ، بندهٔ این غرامتم
۳
هست ندیم بزم من ساقی مست عشق اوباده خورم به شادیش نیست غم ندامتم
۴
بادهٔ صاف عاشقان دُردی درد او بودهست دوای من همین تا که شود قیامتم
صفحهٔ ۱ از ۲