خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۰۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من رند خراباتم ایمن ز کراماتمدر گوشهٔ میخانه دائم به مناجاتم
۲
سر حلقهٔ رندانم ساقی حریفانمنه زاهد و درویشم ، سلطان خراباتم
۳
من آینهٔ اویم ، در آینه او جویماز ذوق سخن گویم آسوده ز طاماتم
۴
خواهی که صفات او در ذات یکی بینیمجموع صفاتش بین در آینهٔ ذاتم
صفحهٔ ۱ از ۲