خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من ترک می و صحبت رندان نتوانماز جان گذرم وز سر جانان نتوانم
۲
گوئی که برو توبه کن از باده پرستیزنهار مگو خواجه که من آن نتوانم
۳
بی زاهد و بی صومعه عمری بتوان بودلیکن نفسی بی می و مستان نتوانم
۴
صدخانه توانم که به یک دم بگذارمترک در میخانهٔ رندان نتوانم
صفحهٔ ۱ از ۲