شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۱۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درد دل آمد که درمانت منمسوز جان آمد که جانانت منم
۲
چشم مست آمد که دینت می برمکفر زلف آمد که ایمانت منم
۳
شد پریشان زلف او بر روی اوگفت مجموع پریشانت منم
۴
پادشاهی با گدای خویش گفتنقد گنج کنج ویرانت منم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth