شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای عاشقان ای عاشقان من پیر را برنا کنمای تشنگان ای تشنگان من قطره را دریا کنم
۲
ای طالبان ای طالبان کحال ملک حکمتممن کور مادرزاد را در یک نظر بینا کنم
۳
کر اَبکمی آید برم در وی دمی چون بنگرمچون طوطی شکرشکن شیرین و خوش گویا کنم
۴
گر نفس بد فعلی کند گوشش بمالم در نفسور عقل دردسر دهد حالی ورا رسوا کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth