شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما ز می شوق او عاشق و مست آمدیمبر سر کوی مغان باده پرست آمدیم
۲
بیشتر از این ظهور ، خورده شراب طهورساقی ما گشته حور زان همه مست آمدیم
۳
چون که بیامد چو جان ، دوست درآن لامکانگفت به ما این زمان بهر نشست آمدیم
۴
این دل ما خوش شده چون که رسید این خبرچند روی در به در جام به دست آمدیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth