خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویممگر گم کرده ام خود را که خود را باز می جویم
۲
اگر نه ساقی مستم چرا جویای رندانموگر نه ذوق می دارم چرا میخانه می پویم
۳
اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویمچنان مستم که ازمستی نمی دانم چه می گویم
۴
خیال غیر گر بینم که نقشی درنظر داردبه آب دیدهٔ ساغر خیالش را فرو شویم
صفحهٔ ۱ از ۲