خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۲۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیممستان حضرتیم و ز میخانه می رسیم
۲
از ما نشان ذوق خرابات جو که مامستیم و لاابالی و رندانه می رسیم
۳
ای عقل دور باش که رندیم و باده نوشاز بزم عشق و مجلس جانانه می رسیم
۴
پروانه وار ز آتش عشقش بسوختیمشمعی گرفته ایم و به پروانه می رسیم
صفحهٔ ۱ از ۲