خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۲۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صدهزار آئینه دارد یار منمی نماید در همه دلدار من
۲
دیدهٔ من روشن است از دیدنشباد دایم روشن این دیدار من
۳
جز خیالش نیست همخوابی مراغیر عشقش نیست یار غار من
۴
بلبل سرمستم و نالان به ذوقروضهٔ رضوان بود گلزار من
صفحهٔ ۱ از ۲