خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر ذوق صفا داری طلب کن خدمت رندانو گر خواهی حضوری خوش در آ در خلوت رندان
۲
تو را از خدمت زاهد به عمری کار نگشایدهزاران کار بگشاید دمی از خدمت رندان
۳
طلب کن رند سرمستی که تا ذوق خوشی یابیدمی با جام همدم شو که یابی لذت رندان
۴
خراباتست و مارمست و ساقی جام می بر دستچه خوشحالی که من دارم مدام از صحبت رندان
صفحهٔ ۱ از ۲